محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

525

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

سودجويى و يا عادتشان وادار مىكند ، به خدمت گرفتن علم و دانش را بد بدانند ، آيا آنها در مورد علوم و معارف ما چنين حقّى را دارند ؟ ولى اگر نيّت من اين نباشد كه در راه بد آنها را كمك كنم ، و هرگاه قصد من فقط اين باشد كه با طيب ميل آنها را روشن كنم و سپس به حال خودشان واگذارم تا مطابق مسئوليّتشان به‌طور كامل عمل كنند ، آيا اين عمل از طرف من يك عمل كريمانه نيست كه سزاوار ستايش باشد ؟ هرگز . . . علماى اخلاق ما همين‌طور تأكيد دارند ، زيرا امكان ندارد كه شر به وسيلهء كيمياى اراده تبديل به خير گردد ، و به وسيلهء اين نوع صفاى باطن عوض شود ، « 1 » و در توان خطاهاى سحرآميز ما نيست كه بتواند پليدى را پاك كند ، بلكه اين اشتباه و درهم كردن و تلوّن كه ما به آن پناهنده مىشويم ، در سخنان غزالى گناه ديگرى به حساب مىآيد ، مىگويد : « بلكه قصد و نيّت خير به وسيلهء شر بر خلاف مقتضاى شرع ، خود شرّ ديگرى است ، اگر مىدانسته است كه او دشمن و مخالف شرع است و اگر نمىدانسته است ، به خاطر نادانيش گنه‌كار است ( بنابراين ؛ نادانى او دوطرفه است ، چون هم نسبت به قانون و شرع ناآگاه و هم به جهل خود ، كه بعضى گفته‌اند : بدترين نوع جهل و نادانى آن است كه شخص نداند كه نمىداند [ جهل مركّب ] ) ، از اين‌روست كه بر هر مسلمانى رفتن پى علم و آگاهى واجب است ، و نيكىها تنها نيكىهايى است كه به وسيلهء شرع شناخته شود . بنابراين ؛ چگونه امكان دارد كه خير شر گردد ؟ ! . . . هرگز . . . ، سپس غزالى مىگويد : « هركه از روى نادانى بخواهد به وسيلهء گناهى كار خيرى را انجام دهد ، چنين كسى عذرش پذيرفته نيست « 2 » ، مگر اين‌كه تازه اسلام آورده باشد و

--> ( 1 ) - به اين ترتيب ، مىبينيم كه شرّ اخلاقى در اينجا مورد ندارد ، از آن جهت كه اراده متوجّه عملى بوده ، ولى هدفش عمل ديگرى بوده است ، درحالىكه آن عمل در نتيجهء اين نوع از قصور و كم‌توجّهى انسان كه ( متأسفانه ) دور تر از عمل مباشر حاضر را نمىبيند ، كاملا برعكس آن عمل منظور درآمده است . ( 2 ) - هرگاه نيّت خوب ( كه تعريف شد بر اين‌كه در شعور و ادراك انسانى نسبت به صفت اخلاقى براى خود عمل ، خطا است . ) تا اين اندازه ناشناخته و مجهول باشد ، در اين صورت چه معنا دارد تا در حالت ديگرى كه به همين مقدار مبتذل است كه آن را نيّت حسنه بگوييم ، و اين در موقعى است كه انجام‌دهندهء عمل - با اين‌كه كار خودش را ذاتا خطا مىبيند - آن را تحليل مىكند و به آن ، درحالىكه مىخواهد ، بدان وسيله سهمى در كار خير داشته باشد ، وصف شرعيّت را مىافزايد ؟ و واعظان پست و داعيان فرومايه‌اى كه مردم را به ايمان دعوت مىكنند ، اين كار را مىكنند ؛ آنان پس از آنكه سخنان وعظ و خطابهء شيرين و جالبى از خودشان مىسازند ، آنها را از زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل مىكنند تا مردم را به خيال خودشان بر فضيلت وادار كنند و نظير -